X
تبلیغات
رایتل

نقد و بررسی فیلم استخوان زمستان Winter’s Bone

چهارشنبه 18 خرداد‌ماه سال 1390 ساعت 02:49 ب.ظ

  http://www.screenhead.com/wp-content/uploads/2010/12/winters-bone.jpg

 

 

نقد و بررسی فیلم استخوان زمستان Winter’s Bone  

 

اثر دبرا گرانیک

 

بعد از گذشت مدت ها فیلمی رو دیدم که سرشار از احساس مسئولیت و امنیت و خانواده بود و یکی از حسن های آن حداقل دارای صحنه جنسی نبود و برای یک بار هم که شده می توان آنرا با خانواده، بدون دوبله فارسی و سانسورهای فراوان شبکه های نمایش خانگی با زیرنویس فارسی دید، هر چند این فیلم در بعضی موارد اینها رو نقض می کرد ولی در هر صورت بعد ازسالها، از سینمای آمریکا که اغلب آثار تجاری و فرازمینی(ماورائی و فانتزی) و درام و رومانس های بچگانه و کمدی های جنسی و… از خود به نمایش می گذارد با اثری نسبتا جدی و تلخ که زوایای پنهان از زندگی انسان هایی در ظاهر مدرن و ولی در باطن عقب افتاده  و از درون ، از هم گسیخته بود نشان می داد  روبرو بودیم، داستان فیلم در مورد دختری به نام ری دالی( با بازی بسیار خوب جنیفر لارنس که به خاطر بازی این فیلم نامزد جایزه اسکار۲۰۱۰ شده) است در آستانه بلوغ رشدی و فکری است که وی نوجوانی است ۱۷ ساله که در حین بحران بزرگسالی درگیر مسائل خانوادگی خود می شود طوری که باید هر طور شده پدرش که از قاچاقچیان و تولیدکنندگان مواد مخدر است که خانه و اموالش را که تنها سرپناهی برای خانواده اش است به عنوان وثیقه ی آزادی خود قرار داده بیابد و آنرا تحویل پلیس دهد ، ولی داستان از آنجایی پیچیده می شود که پلیس به درب خانه ری میاید و به او می گوید که پدرش گریخته و حتی در جلسه دادگاه خود حضور پیدا نکرده و اگر این طور پیش برود در طی یک هفته آینده خانه و اموال آنها در اختیار دولت قرار می گیرد و ری تصمیم بزرگ اما قاطعانه خود را می گیرد که به جستجوی پدرش برود و از عمو گرفته تا دوستان پدرش و… 

 

این فیلم تلخ که به شدت متکی به بازی بازیگر نقش اصلی خود و داستان و فیلم برداری روی دست بی نقصش است توسط فیلم نامه ای از آن روسولینی بر مبنای رمانی از دنیل وودرل و با کارگردانی فوق العاده خوب دبرا گرانیک که این فیلم دومین فیلم او بعد از ساخت فیلم«Down To The Bone» و یک فیلم کوتاه ؛ که در جشنواره های مختلف جوایز زیادی رو از آن خود کرده است محسوب می شود که آخرین آنها نامزدی در چند رشته در اسکار(۲۰۱۰) امسال است. 

 

استان فیلم از لحاظ درام بسیار قوی کار شده و حس هم پنداری رو در مخاطب افزایش می دهد و کارگردانی ساده و گاه بی ادعا این فیلم در بعضی لحظات بی آنکه بخواهد با استفاده از جلوه های ویژه ی بصری و کامپیوتری و حرکات پیچیده دوربین، بیننده رو به تعجب وا دارد و آن را راغب تر کند بیشتر بر روی هسته اصلی داستان تمرکز دارد طوری که شاهد یک داستان واقعی با آدم های واقعی و قابل لمس، روبرو هستیم، ری دختری است ۱۷ ساله که در شرایط سخت زندگی خود که پدر مواد فروش و قاچاقچی خود، آنها رو ترک کرده و بعد از آن به خانه برنگشته و مادری که در اثر زمان آن حس مادری و گرمی خود را از دست داده و مدت هاست حرف نمی زند و گویی که مشاعیر خود را از دست داده است که در صحنه ای شاهد التماس ری به مادرش هستیم که خواهش می کند و از او می خواد حرفی بزند و او رو راهنمایی کند و  خواهر و برادر کوچکتر ری که مسئولیت نگهداری آنها و همچین کل خانواده بر روی دوش ری است و ری برای اینکه وضعیت زندگی شان از اینی که هست بدتر نشود به جستجوی پدر گمشده اش می رود تا اون رو بیابد، در ابتدای این مسیر به خانه عموی خود (تیردراپ) با بازی جان هاوکز تا از او در مورد پدرش سوال بپرسد که تیردراپ وی را از این جستجو منع می کند و اظهار بی اطلاعی از برادرش می کند و این سفر ری ادامه دارد تا اینکه اوج بحران داستان به حرکت ری برای جستجوی پدرش در خانواده ای ( خانواده تامیپ میلتون)  که قبلا با پدرش در زمینه مواد مخدر همکاری داشتند می رسد.  

فیلم تصویری قهرمانانه ای از دختر نوجوان می دهد که با دیگر هم سن و سالان خود فرق دارد و با آن شرایط جوی حاکم در کل آن منطقه هم خوانی شدیدی دارد، فیلم استخوان زمستان بیشتر از آنکه یک فیلم درام و ماجرا محور باشد یک فیلمی است با سوژه بعضا تکراری در منطقه ای کوهستانی که تمام مدت فیلم، سرما زمستان حس می شود که گویی این سرما بر وجود ری حاکم شده و آنرا به دختری سخت و خشن در برابر مشکلات و موانع زندگی تبدیل کرده است دختری که برای آنکه در صورت نبود خود، به برادر و خواهر کوچکتر طریقه استفاده ازاسلحه را نشان می دهد در صورتی که آنها سراسر در دنیایی کودکی و شیطنت خود گرفتارند و فیلم ساز در چند سکانس و همین طور سکانس آغازین فیلم این شیطنت های کودکانه را تصویر می کند و همین طور صحنه شکار سنجاب و دیالوگ و عکس العمل برادر ری در جواب اینکه باید ما روده ی این حیوان رو هم بخوریم و از این دست صحنه ها که در فیلم ، بعدی دیگر از شخصیت دختر را نشان می دهد و صحنه درخواست کادر استخدام ارتش در حالی که دختر از زندگی خود خسته شده و خود را دلزده از پذیرفتن مسئولیت سنگین خانواده و جستجوی پدر خود می بیند ، ارتش راهی  برای گرفتن پول و دادن آن به عنوان وثیقه ازادی پدر می بیند. 

 

 در انتهای این سفر دور و دراز دختر در نهایت در صورتی که از خانواده میلتون که پدرش سالها برای آنها کار می کرد  تهدید به مرگ می شود ، دختر در یک مسابقه شرط بندی گاو بازی، تامپ میلتون رو می یابد تا از او در مورد پدرش سوال کند اما آنرا در حین تعقیب در گاوداری بزرگی می بیند که هر چقدر او رو صدا می زند میلتون اهیمتی نمی دهد  و شبانه ری برای دریافت جواب خود عازم خانه میلتون می شود که با ضرب و شتم شدید خانواده تامپ رو برو می شود و در این جای داستان عموی ری (تیردراپ) وارد داستان می شود و او رو از مهلکه ای که در او گرفتار شده نجات می دهد و تحلیل موجودیتی فیلم از شخصیت فرعی عمو به مخاطب و همینطور ری شناخته می شود طوری که در نهایت به شناخت جدیدی از شخصیت تیردراپ می رسیم که با بازی خوب هاوکز در چندین نمای فیلم پیش برنده داستان فیلم می شود، در نهایت در اواخر فیلم که ری  خود رو تسلیم خواسته دولت و پرداخت خانه و اموال به عنوان وثیقه آزادی  می بیند و از جستجوی پدر خود ناامید شده خانواده میلتون شبانه به سراغ دختر (ری) می آیند و از اون برای دیدن استخوان و همین طور جسد پدرش دعوت می کنند تا او را از شر گرفتن خانه و اموالشان به دولت و همینطور جستجوی بدون توقف دختر رها کنند، در کل فیلم استخوان زمستان شاید با پایانی نسبتا خوب تمام می شود ولی تلخی فیلم همچنان در ذهن باقی می ماند از نقاط قوت این فیلم می توان به بازی های خوب جنیفر لارنس و جان هاوکز اشاره کرد و همین طور با بازی نابازیگران فیلم که حداقل مقدور کارگردان توانسته از آنها بازی خوبی بگیرد و شخصا در دو سکانس فیلم که البته بیشتر نظر شخصی است ضعف نسبی در بازی ها دیده می شود یکی سکانس آغازین فیلم که با پرش خواهرکوچکتر ری بر روی برادرش که برای بیدارکردن اوست که گویی مصنوعی تعلق می شود و حس و فضای کار در نیامده و دیگری سکانس استخدام و جذب نیروی ری در ارتش هست که شخصی (سرباز) که در آنجا گزینش می کند به صورت خیلی سرد و بی روح دیالوگ ها رو ادا می کند طوری که گویی انشا می خواند البته این رو میتوان به پای شخصیت سرد و بی روح یک نظامی هم گذاشت  در کل فیلم بیشتر دارای نقاط قوت است تا ضعف خصوصا در سکانس بی نظیرآخر که ری با اصرار خانواده میلتون برای داشتن مدرکی مبتنی بر وجود فوت پدر مجبور می شود دو دست پدرش رو قطع کند، که فضاسازی اون سکانس به طرز حیرت آوری طبیعی و در عین حال سوزناک و صدرصد تاثیرگذار در آمده است با این حال فیلم استخوان زمستان بیشتر از آنکه فیلمی باشد برای سرگرمی ، فیلم در ستایش ظلم و حکومتی محلی و پدیده ای کهنه و قدیمی  به نام مواد مخدر و درعین حال فیلمی لطیف و حیرت آور و بی پرده است که بیشتر شگفت زده مان می کند و نوید کارگردانی خوب را برای سینمای آشفته و تجاری آمریکا می دهد. 

 

 

فروش مجموعه کامل فیلم های برنده جایزه اسکار از ابتدا تا کنون

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo