X
تبلیغات
رایتل

نفد و تحلیل فیلم «الکساندرنوسکی» Aleksandr Nevskiy

پنج‌شنبه 20 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 01:42 ب.ظ

  http://entertainnow.net/img.php?type=m&src=v_movies_1689_55953.jpg&name=Aleksandr_Nevskiy

 

 

 

نفد و تحلیل فیلم «الکساندرنوسکی» Aleksandr Nevskiy
کارگردان: سرگئی ایزنشتاین
فیلمنامه: ایزنشتاین، پیوتر پاولنکو
فیلمبردار: ادوارد تیسه
موسیقی: سرگئی پروکوفی یف
بازیگران: نیکلای چرکاسف، نیکلای اوخلوپکو، الکساندر آبریکوسوف...
ساخت شوروی، 1938، سیاه و سفید،111 دقیقه

لینک فیلم در سایت IMDB http://www.imdb.com/title/tt0029850/


خلاصه داستان: با یورش آلمانی ها به روسیه و تصرف بخشی از این کشور، «الکساندرنوسکی» با یاری کمک های مردم به مقابله با دشمنان برمی خیزند و آنها را شکست می دهند.

 

 

 

«من الکساندر هستم»


سرگئی ایزنشتاین، فیلمساز مشهور روسی - از بزرگترین، خلاق ترین و تاثیرگزارترین فیلمسازان تاریخ سینماست. وی تنها با ساخت 7 فیلم: «اعتصاب»1924، «رزمناوپوتمکین»1925، «اکتبر»1928، «کهنه و نو»1929، «الکساندر نوسکی»1938، «ایوان مخوف 1»1943، «ایوان مخوف2»1946- جایگاه ویژه ای در در جهان سینما به دست آورد؛ و این در حالی است که «ایزنشتین»، کارگردانی بود که در سخت ترین شرایط ممکن فیلم هایش را می ساخت. وی را باید یکی از معدود فیلمسازانی دانست که زیر سلطه دیکتاتوری و واژه سنگین «سانسور» کار می کرد. بیشتر آثار «ایزنشتاین»، فیلم هایی سفارشی بودند که به لحاظ هنری از ارزش بسیاری برخوردار بودند. مشکلات و محدودیت ها، هیچگاه باعث نمی شد که ایزنشتاین، شور و اشتیاق حرفه اش را از دست بدهد و یا از ذهن خلاق اش که به عنوان یک تکنسین سینما شناخته شده بود، بهره نگیرد. ایزنشتین، همواره از کار با ابزار و وسایل خود لذت می برد و هرگز اجازه نمیداد که آثار او صرفا برای مقاصد سیاسی و بهره گیری تبلیغاتی استفاده شوند. نمونه این مهم  را می شود در دوران پایانی فیلمسازی اش به خوبی مشاهده کرد. در پروژه «ایوان مخوف» که ابتدا قرار بود یک سه گانه سینمایی عظیم باشد، به علت دخالت های های حکومت استالین نیمه تمام ماند و تنها 2 قسمت از این سه گانه ساخته شد. قسمت اول فیلم به سال 1944 اکران گردید که مورد استقبال شخص استالین قرار گرفت، زیرا کاملا با افکار وی سازگاری داشت. اما در قسمت دوم چنین نبود و «ایزنشتاین» اندکی آزادانه تر عمل کرد. وی اینبار تصویر محکمی از سیاست های باب طبع استالین را به نمایش نگذاشت و همین مساله باعث توقیف قسمت سوم این پروژه شد و حتی پس از این «ایزنشتاین» دیگر هرگز موفق به ساخت فیلم دیگری نشد و در ادامه آن، با مرگ زودهنگامش در سن 50 سالگی همه چیز به پایان رسید. او از فیلمسازان بزرگ و برجسته ای بود که قربانی سیاست شد.

فیلم های «ایزنشتاین» را باید فیلم هایی انقلابی درباره موضاعاتی انقلابی دانست. همانطور که گفته شد، آثار او تحت شرایط زمانه خود و زیر سایه حکومت های دیکتاتوری تولید می شدند. از نخستین فیلم او، «اعتصاب»1925، که فیلمی درباره انقلاب کارگران در یک کارخانه است و فیلم معروف دیگرش «رزمناوپوتمکین»1925، که فیلمی بود به مناسبت سالگرد وقوع انقلاب 1905 روسیه، تا فیلم دیگری به نام «اکتبر»1928، که به مناسبت دهمین سالگرد انقلاب اکتبر ساخته شد. سرتاسر این آثار، فضایی آکنده از انقلاب است. البته علاقه و پیروی ایزنشتین نیز به موضوع انقلاب بی تاثیر نبود. او خود یکی از کسانی بود که داوطلبانه به ارتش سرخ پیوست و در این زمینه اعتقادش به انقلاب اکتبر نیز جالب است؛ ایزنشتاین می گوید: «اگر انقلاب اکتبر نبود نمی توانستم آن سنتی را که مرا وامی داشت شغل پدرم را ادامه دهم بشکنم. مایه و توانایی این سنت در من وجود داشت. اما فقط انقلاب به من این آزادی را داد که سرنوشتم را به دستان خود بگیرم».

یکی از آثار مهم «ایزنشتین» که در کارنامه پُربار او جایگاه درخشانی دارد، «الکساندر نوسکی» نام دارد که آن را به سال 1938 کارگردانی کرد. ایزنشتاین، این فیلم را در شرایطی به اتمام رساند که چندین سال از فیلمسازی دور مانده بود. زیرا پس از بازگشت از آمریکا و مکزیک و با پروژه شکست خورده اش که «زنده باد مکزیک» نام داشت (فیلمی که نیمه تمام ماند) سرخورده شده بود و به دلیل غیبت و دوری از کشور، مورد بدگمانی دولت روسیه قرار گرفته بود و به همین علت چند سال زمان برد که طرح فیلم اش مورد تاید قرار بگیرد. «الکساندر نوسکی» را از جنبه های مختلفی می شود مورد بحث قرار داد؛ نخست اینکه، این فیلم نیز، اثری ست انقلابی با یک موضوع انتقلابی. فیلمی به سفارش شخص «استالین» که مهمترین هدف اش، دوچندان کردن شور و اشتیاق و میل به وطن پرستی مردم کشور به سرزمین بود و این – اصلی – است که «ایزنشتاین» به بهترین شکل ممکن به آن عمل نموده است. برای درک بهتر این مهم فقط کافیست به گفته های آدم های درون فیلم توجه کرد که در طول فیلم چگونه فریادهای میهن پرستانه شان بر روی تصویر پخش می شود. اما از طرفی، داستان فیلم نیز جالب است. فیلم درمورد «اکساندر نوسکی»، قهرمان ملی روسیه است. او با کمک نیروهای مردمی به نبرد با دشمنان ملت برمی خیزد. اما دشمنان و متجاوزان چه کسانی هستند؟ آنها آلمانی هستند! و این موضوع منطق خاصی دارد. در جایی از فیلم، یکی از سرداران آلمانی فریادزنان می گوید: (ما جنگجویان آلمانی هستیم و به زودی بر این قاره پهناور حکمفرما خواهیم شد). و یا در جای دیگری از فیلم هنگامی که سربازان مغولی ، عده ای از روستاییان را تهدید می کنند؛ یکی از روستاییان به الکساندرنوسکی پیشنهاد مبارزه با مغول ها را می دهد و الکساندر در جواب می گوید: (ما دشمنان بدتر از مغول های وحشی را داریم، آلمانها – ابتدا باید آنها را شکست بدهیم). از این جهت می توان گفت، فیلم به وضوح به پیش بینی ظهور فاشیسم در جهان اشاره دارد و آن را به طرز جدی هشدار می دهد، و این مساله ای بود که در آن زمان از چشم استالین به دور نماند، مساله ای که چندسال بعد به حقیقت پیوست. 

 

اما برای «ایزنشتاین» این تنها هدف نبود و فیلم صرفا برای او جامه عمل پوشاندن به تفکرات «استالین» نبود. فیلم به لحاظ تکنیکی و هنری نیز بسیار موفق است. در سراسر فیلم به وضوح می توان به ارزش های هنری منحصربفرد «ایزنشتین» پی برد که چگونه حتی بعد از گذشت چندین دهه، هوز با ارزش، نوین و خیره کننده است. صحنه آغازین فیلم – که تصویری از بقایای اجساد یک نبرد بزرگ را نشان می دهد، به لحاظ بصری حیرت انگیز است، یک تصویر آخرالزمانی که به نوعی به پوچی جنگ نیز اشاره دارد. در «آلکساندر نوسکی»، ایزنشتین – سعی دارد تا حد زیادی با بهره گیری از تصویر و تلفیق آن با موسیقی، فیلم را به جلو ببرد. در این فیلم ایزنشتین، تصویر حرف اول را می زند، تصویری که با یاری «تدوین» خاص «ایزنشتاین» (تدوینی که در میان اهالی سینما زبانزد عام و خاص است) تاثیرگزار، زیبا و شاهکار است. برای «ایزنشتاین» تدوین، تنها به هم وصل کردن دو صحنه به یکدیگر نیست و کار تدوین او مبتنی بر این اصل است که هر مفهوم سینمایی هنگامی به وجود می آید که چندین نمای متفاوت برای القای یک مفهوم خاص با یکدیگر ترکیب می شوند. فصل صحنه های نبرد و درگیری میان روس ها و آلمان ها بسیار حیرت آور است. زیرا احساس هرج و مرج و قساوت را از ترکیب و سامان دادن نماهای مناسب، می آفریند و به تماشاگر القا می کند.در فیلم «آندره نوسکی» مفهوم تبعیض و خشونت نیز، با نمایش حساب شده صحنه هایی از خشونت نمایش داده می شود. به جزء صحنه های درگیری و نبرد، می توان به صحنه ای اشاره داشت که در آن یک فرمانده آلمانی با دستان خود، کودکان را به درون آتش می اندازد. به نمایش گذاشتن خشونت، موردی جدانشدنی از فیلم های «ایزنشتاین» است. در فیلم های دیگر او نیز می توان به وضوح شاهد خشونت بود؛ صحنه های درگیری و نبرد در فیلم «اکتبر» و یا کشتار کارگران در صحنه های فیلم «اعتصاب» و یا خشونت درصحنه های معروف «پلکان اودسای» فیلم «رزمناوپوتمکین» از مواردی است که ایزنشتین در فیلم هایش خشونت را به نمایش می گذارد.

یکی دیگر از موارد جالبی که در فیلم «الکساندرنوسکی» وجود دارد، حضور یک قهرمان در فیلمی از «ایزنشتین» است. در آثار «ایزنشتین» به ندرت می توان یک قهرمان فردی را دید، زیرا در آثار او داستان بر روی قهرمانان جمعی روایت می شود، قهرمان های او، گروهی هستند! یعنی (مردم). البته در فیلم «الکساندرنوسکی» باز شاهد قهرمان های جمعی هستیم، اما حس حضور یک شخصت قهرمان در فیلم نیز به تماشاگر القا می شود. «الکساندر نوسکی» قهرمان مردم است که به رهبری او بر متجاوزان غلبه می کنند، در پایان فیلم صدای «اکساندرنوسکی» بر روی تصویر پخش می شود: (برید به گوش بیگانگان متجاوز برسانید که هیچ ملت زنده ای اجازه نمیده به سرزمین اش تجاوز بشه! ملت ما هر کسی رو که به عنوان میهمان بیاد میپذیره، اما اگر شمشیری بر روی ما بکشه با شمشیر جواب اش رو میدیم. این یک قانون ابدیه و شامل تمام ملت های دنیا میشه).
 

به قلم آقای حسن نیازی 

به نقل از سایت سینما نگار 

 

 

فروش مجموعه فیلم های سرگئی آیزنشتاین Sergei M. Eisenstein 

 

 

بیوگرافی سرگئی آیزنشتاین Sergei M. Eisenstein 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo