X
تبلیغات
رایتل

نقد و تحلیل فیلم بچه ها به ما نگاه می کنند I bambini ci Guardano

شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1390 ساعت 03:43 ق.ظ

 

 http://asso.machiavelli.free.fr/Site_francais/Culture_Italienne/Cinema/Images_cinema/ibambini.jpg


نگاهی به فیلم «بچه ها به ما نگاه می کنند»-I bambini ci Guardano

کارگردان: ویتوریو دسیکا
فیلمنامه: چزاره زاواتینی، دسیکا، گراردو گراردی، چزاره جولیو ویولا، آدولفو فرانکی، مارگارتا مالیونه، بر اساس داستانی نوشته «چزاره جولیو ویولا»
فیلمبردار: جوزپه کاراچولو
موسیقی: رنتسو روسلینی
بازیگران: ایزا پولا، لوچیانو د آمبروززیس، امیلیو چیگولی...
سیاه و سفید،92 دقیقه،1944، سینمای ایتالیا.

لینک فیلم در سایت IMDB http://www.imdb.com/title/tt0034493/


خلاصه داستان:
داستان پسربچه ای(پریکو) که مشکلات خانوادگی او را به تنهایی می کشاند...

 


 

سینمای واقع گرا

«بچه ها به ما نگاه می کنند»، نخستین اثر سینمایی "ویتوریو دسیکا" است که نام او را به عنوان یک کارگردان مطرح ایتالیایی بر سر زبان ها انداخت و این در حالی است که چند سال بعد با ساخت فیلم «دزد دوچرخه» به یک فیلمساز جهانی مبدل شد. "دسیکا"، قبل از ساخت «بچه...» در دهه 30 و در اوایل دهه 40، سالها در عرصه سینما فعالیت داشت، او یکی از نخستین بازیگران مشهور سینمای ایتالیا نیز بود که عمده فیلم هایی که او در آنها حضور داشت آثاری کمدی و درخشان بودند. اما در کنار بازیگری، "دسیکا" در عرصه کارگردانی هم بیکار ننشست و با دوستی و همکاری معروف اش با فیلمنامه نویس "چزاره زاواتینی" فیلم های بسیاری را تولید کرد که در بیشتر این آثار نگاه هر دوی آنها متمرکز بر وجود «بچه ها» بود.

این روند ادامه داشت تا اینکه "دسیکا" بار دیگر به یاری "زاواتینی" و چند فیلمنامه نویس دیگر، با ساخت فیلم «بچه ها به ما نگاه می کنند» تصویری گیراتر و جدی تر از «کودکان» به نمایش گذاشت که بسیار به واقعیت نزدیک بود. فیلم «بچه...» در نگاه اول یک فیلم ساده و معمولی است. اما اگر با دیدی دقیق تر و ظریف تر به آن نگاه کنیم، با دنیایی تازه روبرو خواهیم شد. فیلم با ظرافت خاصی ساخته شده است. داستان فیلم "دسیکا" درباره یک «پسربچه» است به نام "پریکو" با بازی "لوچیانو د آمبروزیس" که با بیان حیرت انگیزی در قالب یک واقعیت به تصویر کشیده می شود. "پریکو" در این فیلم، تصویر غمناک، معصوم و بی گناهی ست(نماینده یک نسل) که با بی عدالتی ها و معضل های اجتماعی رشد می کند. پایه اصلی داستان "پریکو" است و فیلم حول محور او می چرخد. از طرفی او قربانی مشکلات و معضلات خانوادگی است. پدر و مادر درگیر یک مشکل اساسی هستند که بانی اصلی آن مادر است، او به پدر بی فا مانده و در حق اش جفا کرده است. اما پدر او را بخشیده! ولی هنگامی که مادر در خاموش کردن شعله هوس در وجودش ناتوان است، دوباره جفا می کند. پدر اینبار خود را در انتهای راه می بیند و در نتیجه چاره ای  جزء نابودی خود نمی بیند. در واقع، فیلم نمایشگر همین موضوع تلخ است که "پریکو" در مرکز آن قرار می گیرد؛ معصومیتی از دست رفته که فقط نظاره گر این زشتی تحمل ناپذیر است. در صحنه پایانی فیلم در جایی که مادر به نزد "پریکو" می رود تا خبر مرگ پدر را به او برساند، "پریکو" هنگام شنیدن خبر مرگ پدر، در هم می شکند و بر خلاف انتظار مادر که می خواهد او را در آغوش بگیرد، ترک اش می کند، در واقع با این واکنش "پریکو" خشم خود را نسبت به مادر که مهمترین عامل مرگ پدر و تراژدی زنده گی اوست، تحمیل می کند.

از طرفی دیگر، «بچه ها...» تحت تاثیر دورانی است که فیلم طی آن ساخته شده است. فیلم محصول 1943 است، یعنی در زمان جنگ خانمان سوز دوم و دورانی سخت برای ایتالیایی که زیر سایه فاشیسم و معضلات آن، روزگار می گذارند. البته در فیلم هیچ صحنه جنگی نمی بینیم، اما حاکمیت و سیاهی آن بر روی شهر و مردم به وضوح دیده می شود. فقر و مشکلات اجتماعی، زوال حس انسانی آدم ها در فضایی گرفته و با شخصیت های غمگین و خسته که با لبخند بیگانه اند. این آدم ها، تنها خواستار یک چیزند و آن «آرامش» است. فیلم نشان دهنده همین واقعیت است که با لحنی انتقادی و در عین حال بسیار صاف و ساده به ریشه یابی این معضلات می پردازد.

"دسیکا" با فیلم «بچه ها...» که نگاهی معصومانه به کودکان و زندگی آنها داشت(که البته به یک واقع گرایی نیز رسیده بود) توانست به یک سبک نیز دست یابد که آن را سبک «نئورالیسم»  نامیدند. در واقع "دسیکا" با این فیلم موفش شد نخستین جرقه های ورود به عرصه نئورالیسم را بزند که مهمترین ویژگی این سبک، ساختن فیلم درباره زندگی آدم های ساده و معمولی بود که جویای نمایش و تفسیر دنیای آنها بود؛ این سبک با این روش جذابیت اش را با به تصویر کشیدن بازتاب زندگی این آدم ها به دست می آورد. "دسیکا" در دو اثر مهم بعدی خود نیز به طریقی بهتر و محکم تر در ژانر واقع گرایانه باقی ماند. او با ساخت فیلم «واکسی» و با روایت تلخ زندگی کودکان ی که دچار فقر و بی پولی بودند و در ناامیدی رشد می کردند، فُرم منسجم تری به نئورالیسم بخشید، و در سال 1948 با ساخت فیلم «دزد دوچرخه» سینمای نئورالیسم را به اوج خود رساند. «دزد دوچرخه» که از معروف ترین آثار تاریخ سینماست، داستان غم انگیز پدر و پسری است که پس از اینکه دوچرخه شان را می دزدند، در نهایت خود نیز مجبور می شوند یک دوچرخه بدزدند. هرسه فیلم اول مطرح "دسیکا" با وجود طرح داستانی ساده ای که دارند با هوشیاری تمام، مفهوم و معنای حقیقت را به نمایش می گذارند. در فیلم «بچه ها به ما نگاه می کنند» شاهد فروپاشی یک خانواده هستیم، در فیلم «واکسی» تصویری تاریک از کودکان فقرزده پس از جنگ جهانی دوم را می بینیم، و در «دزد دوچرخه» شاهد زندگی آدم هایی هستیم که به اجبار و برای گذران زندگی خود به سرقت از دیگران روی می آورند. "دسیکا" با این آثار ما را به جهانی واقعی می برد تا واقعیت را ببینیم.

 

به قلم آقای حسن نیازی 

به نقل از سایت سینما نگار  

 

 

بیوگرافی ویتوریو دسیکا Vittorio De Sica  

  

فروش مجموعه فیلم های ویتوریو دسیکا 

  

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo